تبلیغات
وبلاگicon
شهابستان - مطالب ماجراهای تبلیغی

هدایت به بالا

منطقه ای بود بسیار دور افتاده كه به لطف طرح هجرت روحانیون زیادی به این منطقه به صورت كوتاه مدت و بلند مدت هجرت می كردند من هم كه برای اولین بار بود كه به تبلیغ می رفتم برای اینكه اطلاعاتی از مردم ومنطقه داشته باشم سراغ از مبلغینی گرفتم که قبل از من تبلیغ در این منطقه رو تجربه کرده بودند !

 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/photo/1265/1264643-904ad657d5555254638192644190143a-l.jpg

ادامه مطلب

طبقه بندی: ماجراهای تبلیغی، برچسب ها: تبلیغ در روستا، محبت، تواضع، الانسان عبید الاحسان، احسان، نیکوکاری، خوشرویی با مردم،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : شنبه 1393/02/27 | 11:11 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات
 همین چند روز پیش بود . . .
رفته بودم روستا های  منطقه دنا سری به مبلغین عزیزمون بزنم، قبل از اینکه خدمت روحانی محترم هر منطقه برسم سری به مسجد و مناطق فرهنگی مذهبیشون می زدم!
مردم تصور می کردن ما کاره ای هستیم، میومدن دورمون رو میگرفتن میگفتن بودجه نداریم مثلاً مسجد رو بسازیم و از این جور حرفها . . .
این اتفاق زیاد می افتاد و برای همینم تصمیم گرفتم این پست رو بنویسم تا یه سری راهکار واسه مبلغین باشه . . .
http://www.lenzor.com/public/public/user_data/original_photo/1276/1275287-a8ab2f49e91f89b230049a5f8bd847d0-org.jpg

ادامه مطلب

طبقه بندی: ماجراهای تبلیغی، برچسب ها: بودجه، جذب بودجه، فعالیت های مالی مراکز فرهنگی، خیرین، کمک های مردمی، أیده های مالی، درآمد زایی،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : چهارشنبه 1393/02/24 | 11:34 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات
واسه ارزیابی رفته بودم یکی از شهرک های اطراف یاسوج ...
اولین بارم نبود که میرفتم تو این شهرک ولی اولین باری بود که دیدم یه مبلغ یه چنین إیده ای داده! 
 http://www.lenzor.com/public/public/user_data/original_photo/1265/1264643-904ad657d5555254638192644190143a-org.jpg


(ادامه مطلب) واسه مطالعه ایده قشنگش اینجا کلیک کنید

طبقه بندی: ماجراهای تبلیغی، برچسب ها: خاطرات تبلیغی، إیده تبلیغی، ماجرای ارزیابی، روحانی مبلغ، حجة الاسلام رضویان سوق، مبلغ شهرک ولایت یاسوج، استان کهگیلویه و بویر احمد،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : شنبه 1393/02/13 | 10:46 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات
 ماه میهمانی خدا . . .

چه زیباست ، خدایا همه چیز تو آدم را به فکر وا میدارد . . .

یکی می گفت ! یعنی چی که ما آدم ها تا مهمان می آید بهترین هایمان را جمع و جور می کنیم که خوشحال باشد اما خدایی که میگویی همه چیز دارد و بخیل هم نیست ، در ماه میهمانی اش از صبح تا غروب ، آن هم در این گرمای تابستانه ما را گشنه نگه می دارد ؟

سؤالش برایم جالب بود ! اما تا ذره ای درنگ کردم جواب قانع کننده ای به ذهنم رسید ؛

گفتم رفیق ! فرق خدا با ما بنده ها در همین است که او هیچ کارش بی حکمت نیست !

ما حتی در سوالهایمان هم شاید به ذهنمان خطور نکند که روحمان هم غذا می خواهد ! اما خدای مهربانی داریم که در میهمانی اش تمام گرسنگی سالیانه ی روحمان از نظرش پنهان نمی ماند ، خدایی داریم که سلامت جسم و روحمان را باهم می خواهد !


ادامه مطلب

طبقه بندی: ماجراهای تبلیغی، برچسب ها: ماه میهمانی خدا . . .، رمضان، ماه بخشش، ماه رسیدگی به روح، حکمت خدا در رمضان، خوشحالی میهمان، چگونه شکرت کنم که حتی در لحظه های دوری ام از تو،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : شنبه 1390/06/26 | 05:00 ب.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات

تعداد کل صفحات : 2 :: 1 2