تبلیغات
وبلاگicon
شهابستان - مطالب خاطرات من

هدایت به بالا

به همت جوانان مسجد امام علی (ع) شهرک امام حسین امسال هم طرح رشد (16) با حضور پر رنگ جوانان و نوجوانان شهرک امام حسین مواجه شد و بالغ بر 200 نفر در سطح های مختلف این طرح شرکت کردند و در پایان طرح دو اتوبوس از منتخبین جوانان و نوجوانان شرکت کننده در طرح راهی حرم رضوی شدند...

کلیپ حاضر تقدیم کسانی که به عشق سفر به مشهد الرضا در این طرح شرکت کردند ولی محدودیت امکانات و بودجه اجازه نداد که همه آنها را، راهی حریم کبریایی امام رضا کنیم! و همچنین تقدیم به همه کسانی که با دیدن این کلیپ دلشان هوای رضوان رضوی کرده ..

[]

نمایش تمام صفحه کلیپ


ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات من، برچسب ها: طرح رشد، جوان و نوجوان، 16، سفر مشهد، کلیپ طرح رشد 16، مشهد الرضا، امام رضا،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : شنبه 1392/06/16 | 08:18 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات

 طهورا که به دنیا آمد، تازه اوایل رمضان بود( 7رمضان ) و تا امروز طهورا یک سال شمسی تو این دنیا زندگی کرد ، دیشب شب تولد یک سالگیش بود ولی چه تولدی که دلمون پربود از ضربه ای که ابن ملجم مرادی بر فرق همه خوبی ها فرود آورد (خدا لعنتش کند) شب های قدر را شاید جشن میگرفتیم اگر اشقی الاشقیاء فتنه به پا نمیکرد!

 


نامه ای به طهورا ؛

طبقه بندی: خاطرات من، برچسب ها: تولد، سالگرد تولد یک سالگی، طهورا، تولدت مبارک، کادو تولد، یک ساله، 7رمضان،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : یکشنبه 1392/05/6 | 03:47 ب.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات

 

همه ی سیزده روز عید رو تو یاسوج موندیم ! همش مشغول نقاشی کردن رو دیوار مهد کودک نگین بودم ، البته گاهی دوستان بهمون سر میزدن، بطور کلی زندگی روال عادی خودشو سپری می کرد تا اینکه سیزده بدر شد ولی ما از خستگی مهمونی دیشب که تو پارک ساحلی یاسوج گذرونده بودیم جایی نرفتیم ولی این طهورا یهو بردمون فضا وقتی واسه اولین بار گفت: بابا ...

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات من، برچسب ها: 13 به در، سیزده به در، فضا، یاسوج، هیجان بابا گفتن، طهورا، عید نوروز،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : سه شنبه 1392/01/13 | 07:36 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات

پایه بودن یعنی من که بعد یه تماس تلفنی بی مقدمه ساعت دوازده شب تنها از یاسوج میزنم میرم شمال

حالا خطرهای سفرم رو (از خرابی نور بالای ماشین ، جدا شدن اگزوز و... ) هرچی هست فاکتور میگیرم که بریم سر اصل مطلب ؛

همین 12 ساعته قد دوازده ماه طول کشید انگار ! اما بالأخره به سلامت رسیدم ساری ...

این عکسم که پایین می بینید تو همین دو روزی که ساری بودم ور داشتم میگم البته فک نکنید که دنبال سوژه بودما ، نه ! خیلی خیلی اتفاقی داشتم از اینجا رد می شدم که این صحنه ناب رو دیدم و حیفم اومد که نشونتون ندمش ..


ادامه مطلب

طبقه بندی: خاطرات من، ذرّه بین شهابستان، برچسب ها: مسئولین ساری، سفرنامه، شمال، تیر برق، سیم برق، مردم ساری، خطر سقوط تیر برق،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : سه شنبه 1391/11/17 | 10:40 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات

 

 تا به به حال چیزی در مورد موجودات فضایی شنیدید؟

بعضی از موجودات فضایی را همه می شناسید مثل ستارگان ، سیارات ، شهاب ها ، قمرها و...

که البته همه فضایی اند و وجود دارند ولی خودتان هم می دانید که منظور ما از موجودات فضایی اینها نیستند !

 


ادامه مطلب رو حتماً بخونید جالبه...

طبقه بندی: خاطرات من، برچسب ها: موجودات فضایی، کارای عجیب، سعید عبد الهی، خارق العاده، رفاقت مرد، تحقیق پیرامون موجوادت فضایی، سفینه فضایی،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : سه شنبه 1391/09/21 | 12:39 ب.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5