وبلاگicon
شهابستان - آیا از نگاه عقلی لازم است که دین داشته باشیم؟ دین چیست؟

هدایت به بالا


 قبل از ورود به بحث لازمه اینو بدونید که این سوال مربوط به یک دانشجو میشه و اصلاً قرار نیست که بصورت تحقیقی بهش جواب داده بشه و بنده هم فی البداهه جواب رو نوشتم  . . .
ولی اگه این مباحث سوال دیگه ای در ذهن شما دوستان ایجاد کرده همینجا بپرسید تا در حد توان پاسخگو باشم..
 http://www.rahtousheh.com/Files/102488/porseman/questionask3.jpg

آنچه از آن سوال شده مبحثی است که علما و دانشمندان بزرگ در چندین کتاب و بصورت مفصل از آن بحث کردند و یقیناً در این چند سطر انتظار بحث دقیق نباید داشت !

البته با دیدگاه های متفاوتی می توان دین را تعریف کرد و هرکدام را در جایگاه خودش باید مورد بحث گذاشت اما از ظاهر سوال شما بر می آید که قبل از قبول اصل واجب الوجود و امثالهم و بدون در نظر گرفتن هر آنچه شمه ای از معارف دینی در آن باشد و با نگاه عقلی صرف می خواهید تعریف و چگونگی لزوم قبول دین را بدانید . . .

با این مقدمه اگر دین را صرفا یک روش زندگی بدانیم ، ناچاریم بگوییم که کسی نمی تواند بگوید من دین ندارم چون حتی عدم قبول خداوند و.. خودش نوعی عقیده است و حتی کسانی که به هیچ چیز دین اهمیت نمیدهند هم برای کلیت زندگی خویش برنامه داشتن را می پسندند! و اساساً وجود برنامه ای برای بهتر زیستن، خودش موافق عقل است! و ذاتاً امری پسندیده است (چه این برنامه فردی باشد یا اجتماعی) .

حال اگر اینگونه به دین نگاه کنیم ! در قدم دوم باید ببینیم چه روشی برای زندگی بهتر است و البته قبل از بررسی دیدگاه های مختلف پیرامون روش زندگی ناچاریم محدوده های زندگی را مشخص کنیم ! همچون قبول یا رد عوالم دیگر، محدود بودن زندگی به دنیا و یا قبول وجود عالم برزخ و آخرت و چگونگی این عوالم ! و اینکه آیا وراء آنچه می بینیم و برایمان ملموس است آیا عقلاً می توان پذیرفت که چیز های مؤثر دیگری هم وجود دارد یانه ؟ و اگر وجود دارند نحوه تأثیر گذاریشان بر زندگی چگونه است ؟ و بطور کلی برای برنامه ریزی صحیح و دقیق، باید به حقیقتی از آنچه در آن زندگی میکنیم برسیم (از چگونگی وجود یا عدم وجود خالق و نحوه تأثیر گذاری خداوند و قبول غیب و ... )و آینده و هدف نهایی خود را با توجه به آن مشخص نماییم .

قابل توجه اینکه در مسیر پژوهش اگر بخواهیم به نتیجه صحیح برسیم باید حقایق را پیگیری کنیم و نه خوشایند های فردی را !

و از همینجاست که دو دیدگاه اساسی خودنمایی می کنند! (و آن اینکه آیا خالقی هست و برنامه ی جامعی برای زندگی فردی و اجتماعی مشخص نموده؟ یا اینکه نه خودمان باید دست بکار شویم و برنامه ریزی کنیم؟)

خوب در صورت قبول اولی این همان معنای دین در اصطلاح است و در صورت دوم باید داشته ها را مشاهده نموده و در صورت امکان برنامه ای جامع ارائه دهیم ! که البته این فرع برآن است که آیا اصلاً ارائه چنین برنامه ی جامعی ممکن هست یانه ؟

فارق از اینکه به چه نتیجه ای برسیم نتیجه حاصله را می توان همان دین در معنای اصطلاحی نامید!

اما اینکه چنین تحقیقی اصلاً چه ضرورتی دارد تا عقل آن را لازم بداند و فرد را ملزم به قبول یا رد دین کند؟ وبه عبارت دیگر عقلاً آیا لازم است که پیرامون دین تحقیق کنیم و آن را قبول یا رد کنیم؟ که البته این مطلب نیز بر میگردد به لزوم دفع ضرر احتمالی و میزان اهمیت آن ضرر احتمالی که البته عقل اصل دفع ضرر احتمالی را صحیح می داند! و حتی کسی نیست که عامل به این مطلب نباشد و به عنوان مثال می توان لزوم دوری از ساختن منزل در اطراف رودخانه ها و لزوم وجود نجات غریق در اطراف محل های شنا و لزوم استفاده از چتر نجات در هواپیماها و... را یاد آوری کرد و حال آنکه اهمیت مورد ادعای دین بسیار بسیار بیش از چنین اتفاقات احتمالی است !

البته این تنها دلیل عقلی قبول تحقیق پیرامون دین نیست ولی حتی همین هم برای تحقیق و اهمیت دادن به دین کفایت می کند.

 

 




طبقه بندی: نکته ها و نصایح، برچسب ها: دین، دین چیست، چرا دین داشته باشیم، نگاهی کلی به دین، أهمیت دینداری، لزوم تحقیق پیرامون دین، دین از نگاه عقل،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : دوشنبه 1393/01/25 | 01:13 ب.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات

حق جو
جمعه 1393/02/5 11:09 ب.ظ
به نظر من،وقتی انسان در خلوت خودش بی طرفانه و منصفانه مسئله خدا و غیب را در ترازوی عقل میگذارد به نتیجه زیر میرسد که:
عالم ماده(به تعبیر قرآن؛عالم شهادت)،وجود دارد اما درمورد متافیزیک(به تعبیر قرآن؛غیب) نفیاً و اثباتاً نمی شود به نتیجه رسید.به تعبیری نمی دانم.
حق جو
چهارشنبه 1393/02/3 07:19 ب.ظ
2.وقتی در مورد برهان علیت حرف میزنن میگن:
هر معلولی علتی دارد و این دنیا معلول است و علتش خدا! و بعد با اصل امتناع تسلسل تکمیلش میکنند که بهر باید یک علت العللی داشته باشیم و الا نمی شود و قس علی هذا!
بعدکه طرف(سوال کننده) میگه نه،ما میتونیم طبق قانون(دقت کنید)پایستگی انرژی بگیم که مبدا انرژیه! دوستان مغالطه کار مذهبی می گویند حالا تو هر چی اسمشو میخوای بذار:خدا،انرژی،یهوه....نزاع لغویه و مربوط به معنا نیست!
جواب:اینجاست که یک انسان بصیر بی طرف که محوریت رو به حقیقت می دهد وارد صحنه میشود و می گوید :مغلطه نکن آقا! انرژی که من میگم که شعور نداره اما خدایی که شما میگویید قائل به این هستید که صاحب شعوره و اینا غیر از هم دیگه ان...
پاسخ سیّد شهاب: دوست عزیز ، قانون علیت نتیجه محدودی میگیره واصلاً نمیاد بگه که خدا علت همه چیه و بطور کلی قانون علیت بدون براهین دیگه ضعف های زیادی داره . . .
اصل امتناع تسلسل هم برای اثبات خدا نیست! برای رد کردن تصور پدید آورنده خاصی غیر از واجب الوجوده (و اینها فقط یه جور زمینه سازی و مقدمه گویی برای فهم بهتر مطلبند)
آره این رو قبول دارم که اگه کسی اینطوری که شما میگید بحث کنه خوب یه آدم بصیر باید توجوابش بگه مغلطه نکن... ولی بازم عرض کنم کسی که مذهبی باشه اهل مغالطه نیست (اگرچه مثل هر آدم دیگه ای ممکنه گاهی هم اشتباه کنه و قبول این اشتباه براش سخت باشه)
رحمان
چهارشنبه 1393/01/27 07:59 ق.ظ
بچه ها تا حالا نقاشی های حاج آقا رو دیدین؟
انصافا خیلی قشنگن! برید نگاه کنید! باور نمی کردم انقد هنرمند باشه.....
رحمان
دوشنبه 1393/01/25 03:57 ب.ظ
حاج اقا به خود خدا قسم،من بهش اعتقاد دارم اونم شدید...چی میگین؟
میخوای یه آمار بگیریم ببینیم من بیشتر برای توحید تبلیغ کردم یا شما؟
چرا این حرفا رو به من مظلوم نسبت می دهید؟
آخه چرا من باید همیشه قربانی جنجال کاریهای سعید بشم؟
فک کنم کار سعیده....یه هم اتاقی دره خیلی خطرناکه
پاسخ سیّد شهاب: آخی!!! گناهی، مظلوم، قربانی . . .
دوشنبه 1393/01/25 03:44 ب.ظ
خبرنگار از راسل پرسید:شما که الان 97 سالتون و ادعا میکنید خدایی نیست اگر مردید هم خدایی بود و هم آخرتی اونوقت چی؟
راسل فرمود:این خدایی که میگید هست بالاخره عادل هست یا نه؟ خبرنگار گفت:بله عادله!
راسل:اگر عادل باشه پس هیچ مشکلی نیست.
خبرنگار :چرا؟
راسل:چون،به خدا می گفتم یا دلایل فیلسوفان رو قانع کننده تر می ساختی یا ذهن من رو زود باورتر و ساده لوح تر!من که نباید تاوان ضعف استدلال های اونا رو بپردازم...اینکه ذهن من هم دیرباور هست دست خودم که نیست! تو سازنده بوده ای....اراده مطلق حاکم بر جهان هستی باید چیز بهتری(ذهن)می ساخت
پاسخ سیّد شهاب: دوست عزیز پافشاری نکن که وانمود کنی بحث رو اشتباه نگرفتی ...
چون بحث روی دین هست و باور به خدا قسمتی از باورهای دینی محسوب میشه! (چه رسد به مضرات مربوط به رفتار و حسرت عدم رفتار دینی و...)
ضمناً محض اطلاع شما ما فقط اثبات کردیم که عقل میگه لازمه که در مورد دین تحقیق کنیم و البته اگه کسی واقعاً با علم و استدلال و تحقیق منطقی و غیر مغرضانه به چنین نتیجه ای برسه و یا در نرسیدن حقیقت به او تقصیر نداشته باشد یقیناً خدا هم عادلانه برخورد میکنه!
خداناباور
دوشنبه 1393/01/25 03:14 ب.ظ
اولا که به حکم عقل خدایی نیست.دلیلش هم اینه که هر چی می خوانیمش استجابت نمیشویم،هرچی دنبالش میرویم دنبالمان نمی آید....
در ضمن جوری حرف نزنید که مردم فکر کنن وجود خدا بدیهی.اتفاقا بر عکس وجود خدا بسیار بسیار مبهمه.
من مطمئنم خودتون هم به خدا اعتقاد ندارید
پاسخ سیّد شهاب: آقای خداناباور ! حالا من که می دونم تو همون رحمان خودمونی ! ادبیات نوشتاریت کافیه واسه فهمیدن چه برسه به اینکه دوجا نظر بذاری ...
بگذریم ولی مثل اینکه متن رو نخوندی چون اصلاً بحث رو خدا نیست ! بحث رو اینه که دین چیه ؟ و چه لزومی داره که دین داشته باشیم ؟
حالا (مطابق مطالبی که در متن اومده) حتی اگه به خدا اعتقاد هم نداشته باشی بازم عاقلانه هستش که دیندار باشی تا حد اقل از احتمال خطر دوری کرده باشی . . .