وبلاگicon
شهابستان - روابط عمومی قوی، برگ برنده ی اجرائیات ..

هدایت به بالا

بسم الله الرحمن الرحیم
امروزه تقریباً همه مراکز اداری و موسّسات مختلف به این نکته پی برده اند که لازم است برای پیشرفت، روابط عمومی قوی و توانمندی داشته باشند . 
در روابط فردی و تبلیغ عمومی نیز این یک اصل مهم برای جذب حد اکثری به حساب می آید .
البته واضح و مشخص است که عمده مسائل مربوط به روابط عمومی در تبلیغ با روابط عمومی در مراکز اداری و .. به حسب تفاوت هدفشان متفاوت است .
در این مجال نکته های تجربی حقیر که تلفیقی از مشترکات این دو نوع روابط عمومی است و برای اهداف تبلیغی مبلغین مساجد و مراکز فرهنگی نیز بسیار کاربرد دارد ارائه می گردد.
تا کنون به لطف زحماتی که ارگان های تبلیغی خصوصاً سازمان تبلیغات و معاونت تبلیغ در زمینه ارتقاء عملی و سطح تبلیغی روحانیون و مبلغین کشیده اند دوره های مختلفی در استان های کشور برگزار شد.
لذا این نکته برای غالب روحانیون پر واضح است که در برخورد با هر فرد یا گروهی لازم است از توانمندی های فردیشان برای شناخت افراد در ارتباط فردی بهره بگیرند. یعنی همان توانمندی های مربوط به چگونه شنیدن، چگونه سخن گفتن ، چگونگی حرکات و سکون بدن و مهارت شناخت زبان تن، مهارت جذاب سازی گفتار در سخنرانی و ارتباط فردی، و هدایت این ارتباط به سمت هدفی که در راستای تبلیغمان باشد.
شخصاً در تمام مدتی که در امر تبلیغ فعالیت داشتم چه آن زمان که طلبه ای در هیأتی کوچک بودم و چه آن زمان که معاون تبلیغ و نماینده هجرت بودم و چه اکنون که مستقلاً فعالیت تبلیغی دارم چند نکته ای را به دوستان تبلیغی زیاد توصیه میکردم و میکنم ؛ 
کمتر روحانی و مبلغی وجود دارد که توانمندی و استعداد در زمینه ای خاص نداشته باشد، غالباً همه ی این عزیزان در زمینه ای توانمندی دارند که انتظارش هم نمیرود، یکی از ضروریاتی که در محل فعالیت شما برای ارتباط لازم است شناساندن و استفاده از همین نقطه های قوت است.
اگر در خودتان هیچ نقطه قوتی نمی بینید توصیه می کنم از همین جا ادامه مطلب را مطالعه نکنید، چون فقط وقت خودتان را می گیرید، و البته این را به این جهت گفتم که آدمهای توانمند یقیناً نقطه قوتی دارند ولو اینکه نقطه قوتشان فقط روابط عمومی قوی انها باشد.
خوب این برگ برنده ای در تبلیغ است که شما توانایی تأثیرگذاری مثبت در ارتباط با دیگران را دارا باشید.
وقتی بنده از استان زیبای کهگیلویه و بویر احمد به مشهد الرضا آمدم برنامه ای که برای خودم داشتم این بود که از ارگانهای مختلف در جهت هدف های تبلیغی خودم بهره بگیرم .
مشخص است که یک مسجد و یا یک مرکز فرهنگی به تنهایی تمام لوازم تبلیغ را دارا نیست و اگر این ارتباط نباشد لازم می آید در بسیاری از موارد کوتاه بیاییم و کاری که لازم است را انجام ندهیم و یا به نحوی ضعیف به پایان برسانیم.
اوایل خودم هم تا حدی تصورم اینگونه بود که بدون داشتن حتی یک ریال بودجه فرهنگی، شاید مراکزی که بشود از آنها استفاده و بهره وری فرهنگی کنم خیلی کم است ولی وقتی شروع به فعالیت کردم دیدم که حتی مراکزی که ظاهرا ارتباطی با مسائل فرهنگی ندارند خیلی بیشتر از حد تصور در این امور همراه شدند و توانستم در این زمینه حتی کمکی برای سایر مراکز فرهنگی باشم! 
الان هم که خودم را در بتن کار می بینم احساس می کنم کمتر مرکزی وجود دارد که نشود از آن بهره مثبتی در جهت منافع تبلیغ گرفت و اینها همان برگ های برنده اند به شرطی که اولا ً مراکز مختلف و کارایی هایشان را به خوبی بشناسیم و ثانیاً بتوانیم ارتباط فردی خوبی با آنان برقرار کنیم ! 

خاطره زیر نمونه ای است از همین هماهنگی ها ..
مدتی بود در منطقه دوره ای برای مبلغین برگذار نشده بود و ما هم بودجه ای برای برگذاری نداشتیم به سراغ یکی از مراکز فرهنگی مستقل رفتم که مطلع شده بودم می خواهند گردهمایی کوچکی برای فرهنگیان منطقه برگزار کنند پس از اینکه نسبت به دارایی های آنان برای برگزاری اطلاع پیدا کردم پیشنهاد کردم که جمعیتشان را بیشتر کنند و مسلماً حضور روحانیون در مراسمشان وزنه ی سنگینی برایشان بود ! این خودش ایجاد انگیزه می کرد و برای اینکه تردید آنها را از بین ببرم و از طرفی موافقت معاونت تبلیغ را هم گرفته باشم در مقابل پیشنهاد کردم که استاد مرتبط را ما از قم بیاوریم و هزینه اش را هم معاونت تبلیغ متقبل شد با این شرایط هزینه آنها هم کمتر می شد! خوب قبول کردند! این شد که در یک مجتمع با زمانبندی خاصی دو برنامه بدون اینکه هیچ هزینه ای از خودمان کرده باشیم برگزار شد ! در حالی که اگر خودمان مستقل چنین کاری می کردیم حتی هزینه اجاره مجتمع را هم نداشتیم البته از لحاظ کیفیت برگزاری برای آنها هم خوب شد ! و عملاً صرفاً با ایجاد ارتباط ببین مراکز، همه ی ما به اهدافمون رسیدیم.
نمونه دیگر:
ایام انتخاباتی نزدیک بود و ما هم می خواستیم گردهمایی بزرگی (استانی) برگذار کنیم و البته بودجه ای هم نداشتیم خوب فرصت را غنیمت شمردم و به سراغ کاندیداهای محترم رفتم و بدون استثناء از همه آنها دعوت کردم و به هرکدام ساعتی را اختصاص دادم و هزینه کل مراسمات را به عهده خودشان گذاشتم! آنها هدفشان بدست آوردن گوش شنوا بود که بدست آوردند همانطور که ما هم هدفمان گردهمایی 3 روزه خانوادگی بود با آن همه هزینه که البته به بهترین نحو بدست آوردیم ! (توصیه میکنم که اگر خواستید از اینجور کار ها کنید موضع مستقیم نگیرید و از همه دعوت کنید تا هم روشنگری بیشتری حاصل شود و هم تهمت نخورید).
نمونه دیگر:
در یکی از روستاهایی که حسینیه داشت ولی مسجد نداشت برای بنا کردن مسجد به کمک مردم و روحانی و دهیاری (و البته برخی مسئولین استانی ) به سختی زمینی اهداء شد و مصالحی برای ساخت مسجد جمع آوری شد ولی بودجه ای برای هزینه ی بنا و کارگری و.. نمانده بود ! لذا با جمع کردن مردم و طرح ایده ای از همه اهالی خواسته شد که خودشان آستین بالا بزنند ، در کمتر از 10 روز با کمک استاد بناها و کارگرهای همان منطقه مسجد تا سقف بالا رفت و بعد هم کم کم خود مردم فقط با مدیریت روحانی سقف را هم تکمیل کردند و عملاً هیچ هزینه ای برای بنائی نشد.




طبقه بندی: خاطرات من، ماجراهای تبلیغی، برچسب ها: تبلیغ، روابط عمومی، ارتباط با موسسات، استفاده از پتانسیل ها، مراکز فرهنگی، تقویت مسجد، برخورد صحیح،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : یکشنبه 1394/09/1 | 07:59 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات