وبلاگicon
شهابستان - نگاه

هدایت به بالا

http://www.pixilix.com/photos/farapix_com_2827ddc960fcc5bc3a6e11b96f7757df_547939_bab2dc287d09900abf4a3c4f16f7fc1d_large.jpg
کلاس اول راهنمایی بود که تو مسابقه نقاشی بین مدارس ساری شرکت کردم
همین اول بگم که تو اون مسابقه نفر اول شدم که تا آخر بحث درگیر نتیجه نشید ..
یه میز گذاشته بودن وسط سالن که دور تا دورش پر صندلی بود
هرشرکت کننده ای که میومد روی یکی از صندلی ها می نشست
و شروع می کرد به کشیدن صحنه ای که جلوش بود
روی میز وسط یه پارچه بود که روش هم یه گلدون پر از گل گذاشته بودن
منم مثل بقیه روی صندلی نشستم و شروع کردم به نقاشی
یه خورده که کشیدم رنگ کم آوردم
از جای خودم پا شدم  و رفتم چند تا صندلی اون طرف تر تا از یه شرکت کننده دیگه یه خورده رنگ بگیرم که نگاهم به نقاشی اون افتاد ...
از زاویه ای که اون به میز و گل و گلدون نگاه می کرد
صحنه نقاشی خیلی متفاوت بود
در حالی که گل همون گل بود، گلدون همون گلدون بود و میز و پارچه هم همون میز و پارچه بودن
فقط زاویه ی نگاهمون فرق می کرد!
حالا که فکر می کنم به مردم حق میدم که طرز تفکرشون با هم فرق کنه!
گاهی براشون سوء تفاهم پیش بیاد!
یه ماجرا رو ده نفر ده جور تعریف کنن!
و ...
آخه هیچ دو نفری پیدا نمیشن که یک صحنه رو دقیقاً مثل هم دیده باشن
خیلی از سوء تفاهم ها بخاطر همین زاویه های دید آدمهاست
اینجوری که نگاه کنی راحت تر میتونی قبول کنی که ممکنه واسه خود تو هم سوء تفاهم پیش اومده باشه



طبقه بندی: خاطرات من، برچسب ها: نقاشی، نگاه، تفاوت دیدن ها، طرز تفکر، سوء تفاهم، زاویه، دید،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : پنجشنبه 1393/06/20 | 06:30 ق.ظ | نویسنده : سیّد شهاب | نظرات