وبلاگicon
شهابستان - اگر آن روز رسید . . .

هدایت به بالا

اگر آن روز رسید
که مرا در کفنی پیچیدید
شور و شیدا نکنید
سفره غصه دل پیش همه وا نکنید
همه را می شنوم
بهتر از هر روزی
همه را می بینم
جای هم صحبتی جسم و تنم
مجلسی برگیرید
مملو از عشق و صفا
همه اش یاد خدا
و در آن یاد کنید
روضه ای از مادر
از همان صبر عجیب
هدف از صبر چه بود؟
یا بگویید چه شد مولا را
دست خیبر کن آن شیر خدا
می شود بسته شود؟
حرف ناگفته ی مولا سر چاه
روضه ی ناب علیست . . .
سخن دفن شده در دل پر سوز خودش
راز غیبت شکن امروز است
اگر آن روز رسید
سخنم را به تباهی نبرید
نفس از روضه پر سوز حسن تازه کنید
از همان زهر و جگر
جگر داغ مرا بر جگرش بسپارید
بر همان قاسم و عبد الله اش
به حسینش بسپارید مرا
و بدانید که عباس حسین
آنکه از اسب به صورت به زمین افتاده
خودش از درد پر است
معنی شرم نیاوردن آب
معنی آه من و اشک شما
همه را می فهمد
و خودش می داند
به چه نحوی سر این چشمه اشک
مشک، از اشک شما پر بکند
ببرد پیش یتیمان حسین
چشم من بر سر راه
دل من بسته به امید خدا
تا در آغوش همویی بروم
که به یکباره مرا بگزیده




طبقه بندی: دل نوشته ها،

اشتراک و ارسال مطلب به :

تاریخ : پنجشنبه 1397/04/21 | 03:03 ب.ظ | نویسنده : سید شهاب | نظرات

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر